به نظر برخی از روانشناسان چشم چرانی یک بیماری روانی است:
محرومیتهای جنسی سبب میشود که لیبیدو» در اعصاب چشم متمرکز شود، با این تمرکز، بَستِگی عصبِ چشم با اعصاب جنسی توسعه یافته و شخص از چشمچرانی لذت میبرد و از دیدن اندام تحریک میشود و این تحریک برای شخص بیمار، همان لذت آمیزش جنسی را در فرد معمولی دارد.»[1]
درجایی دیگر بیان شده است که:
غالباً چشم چرانی در مردها زیادتر دیده میشود و بیماری سادیسم» را به وجود میآورد و در زنها، غالباً خودنمایی است که بیماری مازوشیسم» را به وجود میآورد.»[2]
چشم چرانی نهتنها یک بیماری روانی است بلکه منشا بسیاری دیگر از بیماریهای جسمی و روانی است:
چشم چرانی، سبب درشتی چشم، ضعف اعصاب و روان، بیخوابی، کم خوابی، بیاشتهایی، خیال پردازی واهی، تشویش ذهن و … میشود.»[3]
در حدیثی شریف امام صادق (علیه السلام) چشم چرانی را عامل افسردگی و حسرت طولانی میدانند:
کَم مِن نَظرَهٍ أورَثَت حَسرَهً طَویلَهً؛ و چه بسیار نگاههایی که حسرتهای طولانی را در بر خواهد داشت.»[4]
در قرآن کریم هم ازاینگونه افراد به کسانی که در قلوبشان مرض است، تعبیر شده است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ؛ پس با گفتارتان ناز و عشوه مریزید تا کسی که در دل او مرض است ( در شما ) طمع ورزد.»[5]
[1]. طب ، ص 258، عبدالکریم بیآزار شیرازی.
[2]. برگرفتهشده از مسائل درمانی و طب ، عبدالکریم بیآزار شیرازی، ج 3، ص 258.
[3]. آموزههای تندرستی در قرآن، حسن رضا رضایی، عطرآگین، چ 1، 1384، ص 84.
[4]. الکافی: 5/ 559/ 12.
[5] . احزاب: 32.
درباره این سایت